عباس سلیمی نمین گفت: آمریكا و صهیونیستها در ایران نمیتوانند كودتا را دنبال كنند، بلكه حتی در كشورهای حاشیه ما هم نمیتوانند. در عراق میخواستند این كار را بكنند، حاكم نظامی مستقر بسازند، هرگز نتوانستند.
عباس سلیمینمین، كارشناس و تحلیلگر سیاسی، با اشاره به وقایع و حوادث مردادماه 1332 و شباهت آن با اغتشاشات اخیر اظهار داشت: میان تحركات اخیر دشمن صهیونی علیه ایران، قطعاً شباهتهایی با كودتای 28 مرداد وجود دارد؛ تا جایی كه این تصور برای انسان بهوجود میآید كه این ذهنیت واهی در میان دشمنان ایران شكل گرفته كه میتوانند با ایجاد رعب و وحشت، ملت ایران را منزوی یا به حاشیه برانند؛ به این معنا كه مردم را وادار كنند از مسائل جامعه خود فاصله بگیرند.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران افزود: این روش در نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز بهكار گرفته شد؛ هم با توهین به مقدسات ملت، بهگونهای كه برای مثال روی یك حیوان نشانههایی از روحانیت و مسائل مذهبی قرار میدادند و آن را در سطح خیابانها میگرداندند تا به مقدسات توهین شود و جامعه دچار نگرانی گردد و در نتیجه مردم از نهضت ملی شدن صنعت نفت فاصله بگیرند، یا اینكه خیابانها را از طریق درگیریهایی كه «توده نفتیها» دنبال میكردند، بهشدت ناامن میساختند. توده نفتیها افرادی بودند كه در ظاهر چپگرا اما در باطن و پشت صحنه تحت اداره انگلیسیها قرار داشتند و به همین عنوان نیز مشهور شدند.
این تحلیلگر سیاسی تصریح كرد: آیا چنین رویكردی امروز میتواند به نتیجه برسد؟ این خیال باطل دشمن است. امروز دشمن به هیچوجه قادر نیست ملت ایران را منفعل كند. در آن مقطع تاریخی، ملت ایران نه ارتش داشت و نه توانمندی سیاسی، چرا كه همه این ظرفیتها در معرض تهاجم استبداد رضاخانی قرار گرفته بود و از این رو ملت بهشدت آسیبپذیر شده بود؛ افزون بر این، خود انگلیسیها بهدلیل قحطی بزرگ، ملت را بسیار نحیف و ضعیف كرده بودند كه این موضوع خود بحث تاریخی مفصلی را میطلبد.
دشمن هرگز نمیتواند با برخی اعمال جنایتكارانه به نتیجه برسد
سلیمینمین ادامه داد: اما آنچه مسلم است این است كه امروز دشمن هرگز نمیتواند با برخی اقدامات جنایتكارانه به نتیجه برسد، زیرا ملت ایران هیچ ترسی از اینگونه تحركات ندارد. شرایط مانند گذشته نیست؛ ملت منفعل نیست و دستش پر است. هم از نظر سیاسی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی رشد قابل توجهی در ایران شكل گرفته، هم در حوزه نظامی گامهای بلندی برداشته شده و هم در عرصه توسعه سیاسی پیشرفتهای بسیار مهمی حاصل شده است.
وی افزود: بنابراین این تصور كه با فرستادن چند جانی به خیابانها، پاره كردن شكم افراد یا هدف قرار دادن مردم با گلوله، وحشت بر ملت ایران حاكم شود، هرگز محقق نخواهد شد. چرا كه ملت ایران در طول چند دهه گذشته، انواع و اقسام رذالتها را از سوی دشمن تجربه كرده است.
این كارشناس سیاسی گفت: دشمن در دوران جنگ تحمیلی، پیشرفتهترین سلاحها را در اختیار عراق قرار داد، زیرا عراق در مسیر خواستههای آنان حركت میكرد. با تشویق دشمن و صهیونیستها، این سلاحها داده شد و عراق با استفاده از آنها هر روز به ایران حمله میكرد و انواع ظلمها را علیه ملت ایران روا میداشت. ملت ایران همه اینها را پشت سر گذاشت؛ حتی جنایات متعددی از جمله استفاده از سلاحهای شیمیایی كه واقعاً میتوانست یك ملت را زمینگیر كند، اما ملت ایران زمینگیر نشد، چرا كه برایش روشن بود هدفی در پیش دارد.
وی ادامه داد: آمریكا و صهیونیستها نهتنها در ایران، بلكه حتی در كشورهای پیرامونی ما نیز قادر به دنبال كردن كودتا نیستند. در عراق تلاش كردند چنین كاری انجام دهند و یك حاكمیت نظامی مستقر كنند، اما هرگز موفق نشدند. با تأثیرگذاری ایران بر انتخابات عراق، امكان شكلگیری حتی چیزی شبیه كودتا نیز برای آنان فراهم نشد.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران اضافه كرد: با این حال یك نكته بسیار مهم وجود دارد كه باید به آن توجه شود. اینكه دشمن دقیقاً چنین ذهنیتی داشته یا نداشته، بحثی جداگانه است، اما از این منظر میتوان مقایسهای با گذشته، حتی با كودتای 1299 انجام داد. در آن مقطع نیز با ایجاد رعب و وحشت گسترده تلاش كردند ملت ایران را به حاشیه برانند تا در غیاب حضور مردم در صحنه، فردی مانند رضاخان را بر كشور حاكم كنند. در آنجا نیز شباهتها و حركتهای مشابهی دیده میشود، اما همانطور كه عرض كردم، شرایط امروز كاملاً متفاوت است.
این تحلیلگر سیاسی اظهار داشت: اگر بحث كودتا را منتفی بدانیم و فرض كنیم چنین امری در ذهن دشمن نبوده، این پرسش مطرح میشود كه هدف چه بوده است؟ دشمن اولاً فراخوانهای خود را در شب اعلام میكند؛ اگر كسی بخواهد قدرت خود را به رخ بكشد، طبیعتاً باید در روز فراخوان بدهد تا دیده شود. بنابراین بحث نمایش قدرت مطرح نیست. نكته دوم این است كه اگر دشمن میخواست جامعه ایران را با خود همراه كند، باید بهگونهای عمل میكرد كه برای ملت ایران جاذبه داشته باشد، نه ایجاد وحشت.
سلیمینمین بیان كرد: انقلاب اسلامی زمانی توانست پیروز شود كه بهتدریج ملت ایران را قانع كرد بهترین راه و الگو برای تأمین شأنیت ملت، همین انقلاب است. حتی در برخورد با دشمن نیز رفتارهای سازندهای داشت؛ به این معنا كه حتی با نیروهایی كه در خدمت پهلویها بودند، برخوردهای تند و خشن صورت نگرفت و نوعی وقار به نمایش گذاشته شد كه بهمرور برای جامعه كشش ایجاد كرد و به همین دلیل ارتش دچار تجزیه شد. بدنه ارتش وقتی دید انقلاب اسلامی میتواند برای آنها شأنیت به همراه داشته باشد، از هم گسست و سایر بخشها نیز همین مسیر را طی كردند. حتی با آمریكاییها نیز برخورد تندی در داخل ایران صورت نگرفت و تنها گروههایی مانند منافقین و فدایی خلق كه اقدامات مسلحانه و تروریستی انجام میدادند، به هیچ وجه از سوی انقلاب اسلامی پذیرفته نشدند.
وی افزود: بنابراین باید در این مسئله تأمل كرد كه دشمن چرا اولاً فراخوان شبانه میدهد تا جمعیتش دیده نشود و ثانیاً بتواند مرتكب جنایتهایی شود كه كمتر به چشم بیاید؛ یعنی تلاش كند سلاح گرم یا سرد به میدان بیاورد. این سطح از خشونت محل تأمل جدی است. این پرسش باید مورد توجه جوانان قرار گیرد كه چرا دشمن مسیر حركتهای اعتراضی بازاریان را ادامه نداد و برعكس، به خشونت متوسل شد. این به آن معناست كه نظام سیاسی ما قادر به مدیریت اعتراضات است و همین امر دشمن را بهشدت میترساند. خشونت نشان میدهد كه هدف كودتا نیست، بلكه جلوگیری از توسعه سیاسی در ایران است.
باید سازوكار اعتراض را فراهم كنیم
وی تأكید كرد: امروز بر این باورم كه اگر هرچه سریعتر بتوانیم سازوكار اعتراض را فراهم كنیم و جامعه امكان طرح نظرات سیاسی خود را در قالبی سازنده داشته باشد و اثرگذاری خود را در مقاطع مختلف اعمال كند، این همان توسعه سیاسی است. اینكه دشمن بهجای اعتراضهای صنفی و بازاری، به الگوی چاقوكشها و قاتلان حرفهای متوسل شده، به این دلیل است كه نمیخواسته اجازه دهد یك گام ارزشمند در مسیر توسعه سیاسی برداشته شود. از این جهت، این احتمال قویتر از فرض كودتاست كه دشمن تصور كند بتواند كودتا انجام دهد. این موضوع به نظر من بسیار حائز اهمیت است و باید روی آن فكر و سرمایهگذاری شود.
سلیمینمین خاطرنشان كرد: اگر این احتمال دقیقتر باشد، ما باید برخلاف اراده دشمن، هرچه سریعتر سازوكار اعتراض قانونی را مشخص و روند آن را تبیین كنیم. امروز میگوییم این حق را به رسمیت میشناسیم، اما سازوكارش روشن نیست. نمیتوان اعتراضی را بدون پذیرش مسئولیت از سوی یك حزب، گروه یا جریان مشخص برگزار كرد. نیروهای انتظامی مسئول حفظ امنیت معترضان هستند، اما در عین حال باید حزبی یا جریانی سیاسی در وزارت كشور اعلام مسئولیت كند و تعهد بدهد كه اگر افرادی كه به خیابان میآورد، به اموال دیگران تعرض كردند، امور را مختل كردند یا ترافیك را بر هم زدند، امكان مدیریت وجود داشته باشد تا هم ترافیك جریان داشته باشد و هم اعتراض برگزار شود.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در ادامه گفت: بنابراین اگر این احتمال را قویتر بدانیم، باید هرچه سریعتر روند اعتراضات مردمی را ساماندهی كنیم. در غیر این صورت، احساسات جوانانی كه تجربه سیاسی ندارند، در سنین 17 و 18 سالگی قرار دارند و هنوز فرصت كسب تجربه نداشتهاند، اما شور جوانی دارند و میخواهند نسبت به مسائل جامعه فعال باشند و نظر بدهند، به ابزاری در اختیار دشمن تبدیل میشود. اگر این بستر فراهم نشود، در واقع برای دشمن فرصت ایجاد كردهایم تا این جوانان را سپر بلای اهداف شوم خود قرار دهد.
این تحلیلگر سیاسی در پایان گفت: به نظر من مسئولان در این زمینه باید پاسخگو باشند كه چرا با وجود طرح این موضوع در اغتشاشات گذشته و وعده مشخص شدن سازوكار اعتراض، این مسئله بهطور جدی عملیاتی نشده است؛ چرا كه این وضعیت برای جامعه هزینه ایجاد میكند؛ هم از نظر اعتباری برای كشور، هم از نظر اقتصادی و هم از حیث خسارت به اموال عمومی. بنابراین باید توجه داشت كه دشمن هرگز قادر به انجام كودتا نیست، اما میتواند اخلال ایجاد كند تا ما نتوانیم این گام بلند سیاسی را برداریم.